business-anthropology

مردم‌شناسی فرهنگی چیست و چه می‌کند؟

شاخه‌ای از مردم‌شناسی، علم مطالعه انسان، است که بر مطالعه جوامع انسانی، هنجارهای فرهنگی، ارزش‌ها و الگوهای رفتاری تمرکز دارد. مردم‌شناس می‌کوشد از طریق «مشاهده مشارکت‌جویانه»، به تجربه زندگی گروه اجتماعی مورد مطالعه‌اش نزدیک شود و به این ترتیب، به درک عمیقی از چگونگی‌ها و چرایی‌های رفتاری دنیای آن‌ها دست یابد. نتیجه این مطالعه، معمولا ارائه تصویری از زندگی آن گروه به جامعه بزرگتر است. این تصویر می‌تواند به طور عام به جامعه کمک کند تا تصویر روشن‌تری از زندگی یک بخش یا گروه خاص از جامعه خود داشته باشد و به طور خاص به سیاستگذاران، طراحان، مدیران و ... کمک می‌کند تا از مداخله‌های مورد نیاز برای حل چالش‌های یک گروه از جامعه و شرایط پذیرش راه‌حل‌ها آگاه شوند و برای آن اقدام کنند. این مشاهده معمولا به شیوه اتنوگرافی در بازه زمانی طولانی قابل انجام است. مردم‌شناس در این بازه زمانی تلاش می‌کند در شبکه‌ به‌هم‌پیوسته‌ فرهنگی که حول یک گروه شکل گرفته است، پذیرفته شود و پیش رود و در تعامل با اهالی گروه، جنبه‌های مختلف زیست فرهنگی آنان را درک کند، با دقت و تا حد امکان با جامعیت توصیف نماید و نتیجه توصیف و تحلیل خود را در قالب تصویری ملموس به مخاطب و گاه به خود گروه مورد مطالعه بازتاب دهد.

مردم‌شناسی کسب‌وکار چیست و چه می‌کند؟

شاخه‌ای از مردم‌شناسی فرهنگی، که بنا بر تعریف دانشنامه پژوهشی انسان‌شناسی آکسفورد، بر مطالعه سه حوزه سازمان‌ها، رفتار مشتری و بازاریابی، و طراحی تمرکز دارد. مردم‌شناسی سازمانی به دنبال کسب شناخت بهتر از روابط و ساختار پیچیده حاکم بر یک سازمان یا یک شغل و محیط پیرامون آن است. مردم‌شناسی رفتار مشتری و بازاریابی، سعی دارد با نزدیک شدن به مشتری نیازها و شیوه مصرف او را مورد مطالعه دقیق‌تر قرار دهد. مردم‌شناسی طراحی هم به مطالعه تعاملات انسان با محصولات یا محیط‌های طراحی‌شده می‌پردازد. در مردم‌شناسی کسب‌وکار، تاکید بیشتری بر مشارکت محقق در جامعه مورد مطالعه می‌شود، تا‌ آنجا که یکی از مردم‌شناسان این حوزه، برایان موران، معتقد است که مردم‌شناس کسب‌وکار بیشتر یک «مشارکت‌جوی مشاهده‌گر» است تا «مشاهده‌گر مشارکت‌جو» و لزوما باید به عنوان عضوی از آن جامعه کسب‌وکار فعالیتی هر چند کوچک داشته باشد. بنابراین، مردم‌شناس کسب‌وکار را می‌توان عضوی از یک سازمان، یک تیم بازاریابی، یا یک تیم طراحی دانست که ضمن انجام کار در آن سازمان یا تیم‌ها، بسته به موضوع مطالعه‌اش، به مشاهده تعاملات درون، میان، و برون سازمانی یا تیمی می‌پردازد. نتایج مطالعه او، به کار تصمیم‌گیری‌های قاطع‌تر مدیریتی و بهبود تجربیات کارکنان، مشتریان، کارفرمایان، یا سایر ذینفعان مرتبط با سازمان می‌آید.

من در حوزه مردم‌شناسی کسب‌وکار چه می‌کنم؟

از سال ۱۴۰۲، دغدغه‌ای که به عنوان طراح خدمات برای شناخت عمیق‌تر گروه‌های مورد مطالعه در پروژه‌های طراحی داشتم، پایم را به مردم‌شناسی باز کرد. هدفم این بود که به ویژه در پروژه‌های اجتماعی بتوانم بر اساس شاخت عمیق‌تر و درست‌تر از جامعه، در فرایند طراحی راه‌حل پیش بروم.

برای نیل به این هدف، در دوره‌های نظری و عملی مردم‌شناسی اصغر ایزدی جیران، دانشیار دانشگاه تبریز، شرکت کردم. با راهنمایی ایشان و بر اساس سابقه فعالیت و روحیه شخصی‌ام، حوزه مردم‌شناسی کسب‌وکار را برای تمرکز انتخاب کردم. به عنوان اولین پروژه در این زمینه، به مطالعه زمینه کاری چندین ساله خودم یعنی طراحی خدمات پرداختم. با همراهی همکارانم در یک آژانس طراحی خدمات که میزبان مشاهده‌ام شدند، و با در پیش گرفتن شیوه پژوهشی که استاد راهنمایم آقای ایزدی توسعه داده‌اند، پروژه «مردم‌شناسی سازمانی طراحی خدمات» را به عنوان اولین کارم در این حوزه انجام دادم. پژوهش در مردم‌شناسی کسب‌وکار و انجام پروژه‌های عملی در این حوزه، سرفصلی است که در سالیان اخیر به برنامه کاری‌ام اضافه شده و ادامه خواهد یافت، هر چند انجام پروژه در این زمینه، به عنوان یک «مشارکت‌جوی مشاهده‌گر» ناگزیر با مسیر شغلی شخصی‌ام گره خواهد خورد.

پروژه مردم‌شناسی سازمانی طراحی خدمات

مطالعه من بر یک تیم طراحی خدمات در تهران متمرکز بود. من فعالیت‌های این تیم که بخشی از یک آژانس طراحی خدمات بوده است را در پروژه‌ای مرتبط با تنها یکی از کارفرمایان آژانس و به مدت شش ماه از تیر ۱۴۰۲ تا دی‌ ماه همان سال مشاهده کردم. حضورم در میدان، هم در فضای آنلاین ارتباط تیم با یکدیگر و هم به صورت حضوری در محل سازمان کارفرما در همراهی با اعضای تیم بوده است. تیم در زمان انجام مشاهده من فضای استقرار ثابت دفتری نداشتند. مطالعه میدان به روش مشاهده انجام شده و معدود مصاحبه‌های غیررسمی هم در خلال مشاهده انجام شده است. با این حال، سابقه ۸ ساله خودم در این زمینه کاری هم، جزوی از مشاهده و مکمل آن به حساب می‌آید که می‌توان آن را نوعی خود-مردم‌نگاری هم دانست. بنابراین، در متون ارائه‌شده گاه شاهد صحنه‌هایی از تجارب شخصی من هم خواهید بود. پس از اتمام مشاهده میدانی در دی ماه، کار تکمیل یادداشت‌های توصیفی میدانی را به پایان رساندم. پس از آن با مرور یادداشت‌هایم، موضوعات و مقوله‌هایی که در این توصیف‌ها پوشش داده می‌شوند استخراج شدند. 

هدف این مطالعه، بازتاب دادن گوشه‌ای از دنیای طراحان خدمات ایران است تا هم شاغلان در این حرفه و هم ناآشنایان با آن، به تصویری مختصر از آنچه طراحان خدمات در کار و ارتباطات درون و برون‌ سازمانی خود تجربه می‌کنند، بنگرند. نتایج مطالعه، به طور مفصل به اطلاع مدیر تیم مورد مطالعه رسید و معدودی از آن‌ها که به نظر می‌رسد موضوعاتشان مبتلابه بسیاری از تیم‌های طراحی خدمات باشد، برای انتشار عمومی انتخاب شدند. این تعداد شامل ۱۶ نوشته است که در دو سرفصل دسته‌بندی شده‌اند: ۱) چالش‌های مرتبط با فرایند طراحی و ۲) چالش‌های ارتباطات درون تیمی. در سرفصل اول، تاکید بر ویژگی‌های خاص طراحی خدمات است که بر شکل اجرای آن و ارتباطات با کارفرما و سایر ذینفعان پروژه‌ تاثیرگذار می‌گذارد یا از آن‌ها تاثیر می‌پذیرد. سرفصل دوم، موضوعات عام‌تری است که شاید در تیم‌های غیرطراح هم در جنبه‌های انسانی و ارتباطی اعضای تیم با هم قابل مشاهده باشد. در این سایت، ابتدا مطالب سرفصل اول و در پی آن مطالب سرفصل دوم، به ترتیب منتشر خواهند شد.

بدیهی است که این توصیف و تحلیل‌ها، نمی‌توانند قضاوت قطعی درباره طراحی خدمات در ایران ارائه دهند و حتما از محدودیت‌های نظری من تاثیر پذیرفته‌اند. با این حال، امید دارم که مرور نتایج این مطالعه، برای خواننده، منجر به دستیابی به سرنخ‌های بهبود فعالیت در این حوزه کاری گردد. لطف بسیار شما خواننده گرامی خواهد بود که من و همه مخاطبان را از بیان نظراتتان درباره مطالب بی‌نصیب نگذارید.
مهم: تمامی اسامی و تا اندازه‌ای مشخصات مکان‌های میدان مطالعه برای رعایت حریم خصوصی افراد، تغییر یافته‌اند.

مقالات مرتبط با مردم شناسی

تیر 28, 1405
سوی تاریک همدلی

سوی تاریک همدلی

پروژه‌های طراحی خدمات، فرایند حل مسئله بر اساس تفکر طراحی را برای کسب‌وکارها طی می‌کنند. فرایندی ۵ مرحله‌ای شامل کشف فضای مسئله، تعریف مسئله، ایده‌پردازی، نمونه‌سازی راه‌حل و آزمودن راه‌حل، و نهایتا پیاده‌سازی آن. این فرایند نه یک بار بلکه چند بار و تا حد ممکن با سرعت برای رسیدن به بهترین نتیجه ممکن طی می‌شود. اما برای طی کردن اولین مرحله، یعنی برای کشف دقیق‌تر فضایی که مسئله در آن اتفاق می‌افتد، بایستی طراح، ذینفعان مهم یک مسئله را شناسایی کند و بتواند فضای مسئله را از دید آن‌ها توضیح بدهد.